پختن شله زرد نذری و ویزیت دکتر اشرفی
قبل از رسیدن به مطب باید از بیمارستان چمران جواب ازمایش کبدت رو میگرفتیم
بارون قشنگی میومد
بابا جواب ازت رو اورد دیدم
بالا بود
بابایی و آماده کردم که اگه دکتر گفت باید بستری شه شوکه نشه
ساعت 12 شب مطب دکتر اشرفی و اخرین مریض
خودمم حسابی گریه کرده بودمو حالم خراب بود
انگار دست و پاهام مال خودم نبود
میخوندم تو نگاه دکتر که منتظر یه حرف خوب از سمت منه
من داشتم به دکتر یه حرف دیگه میزدم که صحبت من رو اشتباهی گرفت و گفت
اِ ...هوشیاریش بیشتر شده؟
متم گفتم بله
تا صدای پدرش که از اداره بر میگرده میاد عکس العمل نشون میده
خنده تلخی کردم و تو دلم گفتم:
من منتظر یه حرف خوب از شما ما
تا چند لحظه ای متوجه صحبت های دکتر نشدم
که وقتی دخترکمو گذاشت رو وزنه
ازمایشتم گفت خیلی بالا نیست و خوبه
و در اخر
دکتر توپیرامات (دارو) رو زیاد کرد و به خاطر شربتی که از عراق باید بیاد و کسی رو پیدا نکردیم بیاره قرصی رو نوشت
وای خدای من
توپیرامات :2 تا صبح
یکی عصر ،دو تا شب در جمع 125 .
کلونازم 1 .یکی صبح یکی شب
اتوسوکسوماید 3.5 سی سی صبح و شب
و قرص leaveble که دکتر نوشت بگیریم .
بعضی روزا بیقراری و هی سعی میکنی بایستی و قدم برداری
بعضی روزا بیحال بیحال
دیروز شله زرد درست کردم .
از تلویزیون صدای عزاداری حضرت زهرا
اشک های من و بابایی
هم زدن شله زرد ی که به نیت تو درست کردم
و
التماس ما از خدا برای بهتر شدنت
شوق پدر برای پخش کردن شله زرد
و
امیدوار بودن برای بهتر شدنت


پختن شله زرد نذری و ویزیت دکتر اشرفی 