آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 27 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

پختن شله زرد نذری و ویزیت دکتر اشرفی

1392/1/26 9:45
نویسنده : شهرزاد
1,747 بازدید
اشتراک گذاری

قبل از رسیدن به مطب باید از بیمارستان چمران جواب ازمایش کبدت رو میگرفتیم

بارون قشنگی میومد

بابا جواب ازت رو اورد دیدم

بالا بود

بابایی و آماده کردم که اگه دکتر گفت باید بستری شه شوکه نشه

ساعت 12 شب مطب دکتر اشرفی و اخرین مریض

خودمم حسابی گریه کرده بودمو حالم خراب بود

انگار دست و پاهام مال خودم نبود

میخوندم تو نگاه دکتر که منتظر یه حرف خوب از سمت منه

من داشتم به دکتر یه حرف دیگه میزدم که صحبت من رو اشتباهی گرفت و گفت

اِ ...هوشیاریش بیشتر شده؟

متم گفتم بله

تا صدای پدرش که از اداره بر میگرده میاد عکس العمل نشون میده

خنده تلخی کردم و تو دلم گفتم:

من منتظر یه حرف خوب از شما ما

تا چند لحظه ای متوجه صحبت های دکتر نشدم

که وقتی  دخترکمو گذاشت رو وزنه

ازمایشتم گفت خیلی بالا نیست و خوبه

و در اخر

دکتر توپیرامات (دارو) رو زیاد کرد و به خاطر شربتی که از عراق باید بیاد و کسی رو پیدا نکردیم بیاره قرصی رو نوشت

وای خدای من

توپیرامات :2 تا صبح

یکی عصر ،دو تا شب در جمع 125 .

کلونازم 1 .یکی صبح یکی شب

اتوسوکسوماید 3.5 سی سی صبح و شب

و قرص leaveble که دکتر نوشت بگیریم .

بعضی روزا بیقراری و هی سعی میکنی بایستی و  قدم برداری

بعضی روزا بیحال بیحال

 

دیروز شله زرد درست کردم .

از تلویزیون صدای عزاداری حضرت زهرا

اشک های من و بابایی

هم زدن شله زرد ی که به نیت تو درست کردم

و

التماس ما از خدا برای بهتر شدنت

شوق پدر برای پخش کردن شله زرد

و

امیدوار بودن برای بهتر شدنت

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (20)

مامان تارا و باربد
26 فروردین 92 10:15
سلام عزیزم خوبین شما مدتیه که وبتون رو می خونم و همیشه از ته دلم برای بهبودی فرشته کوچولوتون دعا می کنم و امیدوارم هر چه زودتر مشکلش برطرف بشه از طرف من ببوسیدش


ممنونم گلم
خدا گلاتو برات حفظ کنه
موحدیان
26 فروردین 92 11:49
زینب جان موحدیان هستم اتفاقی با وبلاگ دخترت آشنا شدم و برخی از مطالبش رو خوندم از اینکه آنیتاجان این وضعیت براش اتفاق افتاده خیلی ناراحتم حقیقتش هر وقت یادم می افته براش دعا میکنم مکه هم که رفته بودم با تمام وجود براش دعا کردم دستم که به کعبه رسید اسم آنیتا رو صدا کردم و از خدا خواستم هر چه سریعتر خوب بشه عزیزم هیچوقت امیدت رو از دست نده توکل بر خدا کن هیچ کاری بی حکمت نیست مطمئن باش این روزها هم تموم میشه همیشه شکر خدا رو کن و توسل به ائمه عزیزم رجب نزدیکه شروع کن به چله زیارت عاشورا گرفتن و ختم قرآن زینبم من از ماه رمضان خیلی حاجت گرفتم امیدوارم تو هم توی این ماه عزیز شفای دخترت رو بگیری در هر صورت منو حلال کن که بدون اجازه ات وبلاگ دخترت رو خوندم به امید روزی که توی وبلاگت بنویسی دخترت کاملا سلامتی اش را به دست آورده آمین


این چه حرفیه طیبه جان
ممنون که به یاد دخترکم بودی
برای صبوری خودم و برای محکم بودن آنیتا دعا کن
درد زیادی رو متحمل میشه
دلم واقعا براش میسوزه میبینم بچم زجر میکشه
التماس دعا
مامان مهبد كوچولو
26 فروردین 92 11:50
سلام عزيزم . اميدوارم كه روزهاي خوبي در انتظارتون باشه . دقيق نميدونم كوچولوتون چه مشكلي داره ولي از صميم قلب دعا ميكنم خدا كمكش كنه و روز به روز حالش بهتر بشه . اميدوارم كه حضرت زهرا صداتون رو بشنوه . اميدوارم كه يه آنيتاي سرحال و سر زنده داشته باشيد . توكلتون به خدا باشه و هميشه و در همه حال شاكرش باشيد .

آنیتای سرحال و سرزنده؟!
کاش اینطور بشه
ممنونم ازت
مامان پرنیان وپارمیس
26 فروردین 92 13:58
مامان گل سلام
دیروازبلندگوی سرکوچمو صدای روضه وعزاداری میومد نمی دونی به خداهروقت که میخواستم دعایی بکنم آنیتامیومدجلوی چشمم ازتهههههههههههههههههههه دلم براش آرزوی سلامتی کردم ایشاالله سال دیگه خودش بره شله زردنذری بین مردم پخش کنه


انشالله دوست گلم
خدا دلتو شاد کنه.
فرزانه
26 فروردین 92 14:44
خواهر خوبم دیروز (روز شهادت حضرت زهرا(س))اتفاقی به وبلاگت سر زدم و از اول تا آخر یاداشتات رو خوندم ؛از حضرت زهرا خواستم فرشته ات رو خوب کنه منم مادر یه پسر17ماهه هستم و می دونم مریضی بچه یعنی چی بحق حضرت فاطمه به این زودیا آنیتای شما خوب خوب شه. روی ماه گل دخترت رو ببوس.

قربانت عزیزم
خدا پسرتو برات حفظ کنه و انشالله همیشه دل شاد باشی
مامان ملیناوکیانا
26 فروردین 92 18:08
سلام زینب جان من وبلاگت رو از وبلاگ الیناجون پیداکردم و مطالبت رو خوندم، خیلی غصه خوردم امیدوارم هرچه زودتر این روزها تموم بشه و آنیتاجون سلامتی شو بدست بیاره.
راستش من وقتی ملینا 10 ماهش بود حامله شدم و الان دختر دومم 2 ماهشه و همش ناشکری میکنم بخاطر شرایطی که دارم اما وقتی وبلاگت رو خوندم خدارو شکر کردم که بچه هام سالمن و دیگه قول میدم این کارو نکنم.
میشه بگی از کی آنیتا اینجوری شد و دلیلش چیه؟!


عزیزم دکترا دلیل مشخصی براش پیدا نکردن .
انشالله همین موضوع نقطه قوتی برات باشه و امیدوار باشی و سعی کنی از خدا صبرونیرو بخوای تا بتونی مادر کافی باشی
عزیزم قدر گلای سالمی که خدا بهت داده رو بدون...
الهام مامان علیرضا
26 فروردین 92 20:58
قبول باشه عزیز دلم
ایشالا به حق فاطمه زهرا به زودی شاهد بهبودی آنیتای نازمون باشیم


مرسی الهام عزیزم
خدا پسرطلاتو حفظ کنه
مامی آنیتا
27 فروردین 92 0:51
آنیتا کوچولوی ناز امیدوارم مامان و بابات زود زود مزد صبر و زحمتشون رو از خدای مهربون بگیرن و شاهد شکفتن و شادیت باشن. آمین


مرسی گلم
مامان امیرناز
27 فروردین 92 22:51
سلام عزیزم از ته دلم برا فرشته ات دعا می کنم ایشالا زود خوب بشه


ممنون
امیدوارم خدا بشنوه دعاهای شمارو و به احترام شما به دخترکم نگاهی بکنه
صدف
28 فروردین 92 14:36
خط به خط نوشته های این روزات ، 10 روز وحشتناک سال 86 رو برام زنده میکنه . التماس ، دعا ، نذر ، لرزیدن برای جواب آزمایش ، ذل زدن به دهن دکتر برای شنیدن یه حرف خوب خـــــــــــدا .
مستانه التماست میکنم ترو خدا امیدت رو از دست نده ، الهی بمیرم برات ، خــــــــــــــــداجونم


همون که صدف جان اینقدر پیگیر انیتا هستی
چون خودت سختی کشیده ای
صدف کاش برای منم تموم شه
هی امیدوار به اینده ام
اما بدتر از گذشته ام میشه
هی روزگار........
مامان محمدطاها
28 فروردین 92 16:05
سلام
با اجازتون لینک این مطلبتونو میذارم تو وبلگم شاید کسی بخونه و راهی برای گیر اوردن داروها پیدا بشه


مرسی گلم
لطف میکنی
مامان تینا
28 فروردین 92 16:41
الهی فدای دلت بشم زینب جون که الان آروم و قرار نداره

الهی بمیرم که داروهاشم نوشتی

به خدا پستتو خوندم اشکام ریختن

الهی بمیرم آنیتا که میخواد راه بره

قربون قدمهاش برم

از خدا میخوام که یه روز بیام وبلاگت و خبر های خوب بخونم

خدایا خودت نظری کن


مرسی عزیزم
ممنون که به یادم هستی
برام حسابی دعا کن عزیزم
خدا دختر گلتو برات حفظ کنه
سمانه
28 فروردین 92 21:13
سلام من الان که دارم برات پیغام میزارم اشکهام جاریه ولی به یه چیزاعتقادزیادی دارم اونم حکمت خداپس به خودش قسمش میدم که دل توی مادرو شادکنه هرجورکه خودش میدونه توهم برای من دعا کن که مادر بشم خدا کنم خدا به جفتمون 2تابچه سالم وصالح عطا کنه منظورم زندگی سالم به انیتا انشااله حضرت رقیه کمکون کنه

انشالله دوستم
منم از خدا سمانه جان برای تو میخوام که یا یه فرزند سالم عطا کنه یا اصلا بهت نده .
مامان آرنیکا
28 فروردین 92 22:29
انشالا قبول باشه نذرتون .خدا الرحم الراحمینه انشالا روزای خوب هر چه زودتر به سراغتون میان


کاش حداقل خدا یه روزنه از روزای خوب نشونمون بده
ای کاش....
مامان امین از وبلاگ همه وجودم امین جان
28 فروردین 92 23:48
هان مشو نومید چو واقف نه ای از سرّ غیب
باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
بزرگترین شکت از دست دادن ایمان است، متبرک کسی است که علیرغم همۀ رویدادها قلب خود را به سوی خدا می گیرد و می گوید: به «تو» توکل می کنم.
عزیزم امیدت را از دست نده، به خدا توکل کن، و این را باورت کن که فرزندم خوب می شود. حتماً نتیجه خواهی گرفت.

انشالله عزیزم
انشالله
مامان محمدطاها
29 فروردین 92 1:07
هفته ای چند هزار نفر دارن میرن کربلا( عراق ) نمیشه یکی شون دارو رو بیاره ؟


دارم میگردم یکی رو پیدا کنم
خدا کمک کنه انشالله یکی دلش بسوزه برامون
گلبرگ
29 فروردین 92 15:38
سلام
من از طریق وبلاگ علیرضا جون با وبلاگتون آشنا شدم.
امیدوارم هر چه زودتر دلتون روشن بشه و دخترکتون روبراه بشه. اگه قابل باشم حتما براتون دعا می کنم.


مرسی گلم
حتما قابل هستی عزیزم حتما
azar
29 فروردین 92 19:24
dokhtare gole man ham ro wheelchaire o cp hastesh man ham hammeh raha ro raftam hammeh karha ro kardam sharayett sakhtey ro migzaronim keh faghat onay keh daran hesesh mikonan na har kasi keh bacheh dareh choon donya faselast beh man goftand bachat moshkel zehni dareh o jesmi har 2 vali khooshbakhtaneh moshkel tashkheish zehnishoon paak eshtebah az ab daromad fogholadeh bahoosh o zerang va nafare aval dabirestan hastesh einam begam keh madreseh ba bachehai adei mireh vali hanooz ham keh 15 salesh hast doorost nemitoneh beshineh omidvaram stem cell betoneh kari baray ein bacheha bokoneh yadet basheh har az gahi beh khoodet feker koni va khoodet o faramoosh nakoon azizam emailo barat mizaram soali dashti tamas begir beboos arousaketo"



وای عزیزم
خیلی ناراحت شدم
خدا خودش کمکت کنه
سختی که همه ما شرایط سختی رو داریم
ولی حسابی داغون میشیم
خدا رحم کنه
فقط همین
ممنون نظر گذاشتی گلم


مامان پرنیان وپارمیس
31 فروردین 92 1:40
سلام زینب جان
من خرمشهرزندگی میکنم وگفتی که یکی ازداروهای الینابایدازعراق بیاداینجاروزی چندکاروان میره من دنباله یه نفرآشنام که بهش بگم اگه پیداکردم دراولین فرصت بهت خبرمیدم.


ممنونم عزیزم
لطف بزرگی میکنی
بوووووووووس
mariana24
31 فروردین 92 11:39
سلام عزيزم من تازه با وبت آشنا شدم.
انشالا فاطمه ي زهرا س جواب اين صبرت و بده و دلت رو شاد كنه.فقط تو روخدا ناشكري نكن و مبادا خم به ابرو بياري اينا همه امتحان الهي مطمئن باش روزاي خوبي پيش رو داري
خدا هميشه هواي بنده هاش رو داره


سلام عزیزم
مرسی گلم
برام خیلی دعا کن